محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4393
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در اين سال مردم فلسطين و اردن به عامل خويش تاختند و او را بكشتند . سخن از خبر قيام مردم فلسطين و اردن و كار يزيد بن وليد با آنها رجاء نوادهء روح بن زنباع گويد : سعيد بن عبد الملك از جانب وليد عامل فلسطين بود . وى مردى نكوسرشت بود . يزيد بن سليمان سرور برادران خويش بود ، پسران سليمان بن عبد الملك در فلسطين مقيم بودند و مردم فلسطين به سبب مجاورت آنها را دوست داشتند . وقتى وليد كشته شد ، سعيد بن روح بن زنباع ، كه در آن وقت سر مردم فلسطين بود ، به يزيد بن سليمان نوشت كه خليفه كشته شد ، پيش ما آى كه كار خويش را به تو سپاريم . گويد : پس سعيد قوم خويش را براى وى فراهم آورد ، به سعيد بن عبد الملك كه در آن وقت در سبع مقيم بود نوشت كه از پيش ما برو كه كار آشفته شده و ما كار خويش را به كسى سپردهايم كه به كار وى رضايت داريم . پس او سوى يزيد بن وليد رفت . گويد : پس از آن يزيد بن سليمان مردم فلسطين را به نبرد يزيد بن وليد دعوت كرد . مردم اردن از كار آنها خبر يافتند و كار خويش را به محمد بن عبد الملك سپردند كار مردم فلسطين نيز با سعيد بن روح و ضبعان بن روح بود . يزيد از كارشان خبر يافت و سليمان بن هشام را با مردم دمشق و مردم حمص كه با سفيانى بوده بودند به مقابلهء آنها فرستاد . محمد بن راشد خزاعى گويد : مردم دمشق هشتاد و چهار هزار كس بودند . پس ، سليمان بن هشام به مقابلهء آن جمع روان شد . گويد : و چنان بود كه سليمان بن هشام مرا سوى ضبعان و سعيد ، دو پسر روح و سوى حكم و راشد ، دو پسر ابن جرو بلقينى فرستاد كه وعده دادم و اميدوارشان كردم كه به اطاعت يزيد بن وليد در آيند ، و آنها پذيرفتند .